کیان

کیان جان تا این لحظه 9 سال و 11 ماه و 10 روز سن دارد

عکسای آتلیه کیان در 1 سالگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام به روی ماهت عزیزترینم

امروز صبح بالاخره عکسات حاضر شد و بابا رفت برات گرفت .اولش خواب بودی ،وقتی بیدار شدی و چشمت افتاد به عکسات مخصوصا شاسی بزرگت کلی ذوق کردی.

تم کابویت رو چون خیلی دوست داشتیم رو یه شاسی بزرگ زدیم ،از صبح ما رو بیچاره کردی تا می شینیم میای دستمون رو می گیری و می بری رو دیواری که نصب کردیم اول با انگشت اشاره بهمون نشونش میدی و بعد از کلی من،من ،من گفتن،هی زانوهاتو به حالت بشین پاشو خم و راست می کردی و پیتی پیتی می کردی یعنی که سوار اسب شدی این عکسو انداختی .و در آخرم یه خنده از ته دل می کردی و می رفتی و چند دقیقه بعد باز میومدی و دوباره تکرار ماجرا.....

الهی من دورت بگردم،که با این کارات دلمون رو می بری.انقدر این کارت رو دوست داشتم که اگه هزار بار دیگه هم تکرارش می کردی بازم از جام بلند می شدم و دنبالت میومدم فسقلی دوست داشتنی من.

همیشه در بهترین جای قلبم خواهی ماند

آنجا که فقط جاودانه ها می مانند...


تاریخ : 17 بهمن 1392 - 23:44 | توسط : مامان کیان | بازدید : 3936 | موضوع : وبلاگ | 136 نظر

کیان در تولد بابا مهدی

سلام ماه مهربونم

همون طور که تو پست قبلی گفتم تولد بابا رو خونه مامان مصی جشن گرفتیم،و شمام تا تونستی شیطونی کردی و بدو بدوپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/(تو پستای قبلی یادم رفت بنویسم از 17 دی به طور کامل راه میری حتی وقتی رو تخت ما هم میای می ایستی و اصلا چهار دست و پا نمی ری)

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اینجا داشتی با بابا کیومرث بازی می کردی ،چشمت که افتاد به بنیتا که تو بغل منه همین طور متعجب اول نگامو کردی.

بعد با سرعت برق و باد خودت رو رسوندی به من و هر جوری که بود خودت رو تو بغلم جا دادی و با رفتارت بهم می فهموندی که بنیتا رو بذارم زمین و شما رو بغل کنمبغل،الهی قربونت برم که حسودیت گل کرده بود.

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بعد از اونم یه چند تا تماس مهم داشتی و مشغول مکالمه بودی.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بعد از شام هم کیک رو آوردیم و شما از کنارش تکون نمی خوردی و طبق معمول تا ازت چشم بر می داشتیم انگشتت رو تو کیک می بردی و از این پیروزیت کلی لذت می بردی.همشم می گفتی دس ،دس یعنی برات دست بزنن.عاشق این کاراتم نفسم.

در مجموع شب خیلی خیلی خوبی بود .خدا رو شکر به شمام خیلی خیلی خوش گذشت .با وجود این همه تلاش واسه دست زدن به کیک هر کاری کردم حتی یه کوچولو هم ازش نخوردی ،همش سرت رو به نشونه نه نمی خورم به راست و چپ می چرخوندی،خیلی این حرکتت رو دوست دارم عزیز دلم.

امسال دومین سالی بود که در کنار شماتولد بابا رو جشن گرفتیم.و شما با وجود اینکه بعد از ظهرش نخوابیده بودی.خیلی پسر خوبی بودی.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

مهدی عزیزم هزاران هزار بار بهت تبریک می گیم و از صمیم قلبمون پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/بهترین ها رو برات آرزو می کنیم.

یه تبریک ویژه هم به خاطر قبولیت در مقطع ارشد می گم ،امیدوارم هر روز که می گذره بیشتر شاهد موفقیت و بهروزیت باشم.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com کیان عزیزم ،همه وجودمونی گل پسرم .با بودنت تو زندگیمون دیگه هیچی کم نداریم.تو این چند وقت خیلی پیشرفت کردی ،مثلا تا تلفن زنگ می زنه فوری بلند می شی ، دنبال تلفن بعد می ذاری رو گوشت پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/و با اون صدای خوشملت می گی:اَو(یعنی الو).وقتی هم آب می خوای می گی اُوب،اُوب.انقدر تکرارش می کنی تا بهت آب بدیم.بعد یه لبخند پیروز مندانه پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/می زنی که منظورت رو بهمون رسوندی و نوش جان می کنی.هر بچه ای که می بینی می گی نیی نیی(یعنی نی نی ).تازه عکسای خودتم وقتی می بینی می گی مهن(یعنی من).چکشم می بینی اشاره میکنی به دیوار ،فسقلی من هنوز یادت مونده واسه تزیین تولدت ازش استفاده کردیمبغل. هر چیزیم که فکر کنی به درد نمی خوره می بری می ندازی تو سطل زباله .عاشق برنامه عمو پورنگ هستی Yahو تا آخر نگاه می کنی بعضی از کارایی هم که انجام میدن شمام تکرار می کنی.و خیلی کارای دیگه که الان یادم نمی یاد.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

5 شنبه هفته پیشم خونه عمه من دعوت داشتیم،اونجام تا دلت بخواد نی نی بود.اولش یکم نق زدی و از بغلم پایین نمی رفتی.تا این که بادکنک ها که واسه تولد مهرسا جون به دیوار زده بودن رو دیدی.خدا رو شکر یخت باز شد و تا تونستی با بچه ها بازی کردی.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/تازه اونجام از تست کردن کیک مهرسا غافل نبودی.متاسفانه فقط از خودت عکس دارم.حالا اگه برام ایمیل کردم برات می ذارم.

وروجک مامان خوب بلدی چطوری دل همه رو ببری ،تو مهمونی همه ازت تعریف می کردن.من و بابا افتخار می کنیم Yah،که گل پسر خوب و دوست داشتنی مثل شما داریم.

لبخندت دنیایم را تغییر میدهد

کافیست بخندی تا ببینی

چگونه در سردترین فصل سال گل از گلم می شکفد


تاریخ : 15 بهمن 1392 - 06:18 | توسط : مامان کیان | بازدید : 4288 | موضوع : وبلاگ | 64 نظر

عاشقانه برای پدر و پسر

در آن روز که فرشتگان

از عشق سرشار بودند و پایکوبی می کردند

دانستم تو ای نازنین پای بر زمین خاکی عالم

نهاده ای پس برای خوش آمدی گویی

هدیه ای تقدیمت می کنم و آن قلب کوچک و بی ریای من استhttp://www.sheklakveblag.blogfa.com پريسا دنياي شكلك ها

بهترین همسر روی زمین و مهربان ترین پدر دنیا توووووووووووولدت مبارک...

از صمیم قلبمون و عاشقانه دوستت داریم.

سلام عمر دوباره ام

امروز 6 بهمن تولد 36 سالگی بابا خوب ومهربونته.قرار شام بریم خونه مامان مصی و همگی در کنار هم جشن بگیریم. مامانی ،خاله مهدیه و عمو محسنم دعوت دارن.ایشالا اگه گذاشتی ازت عکس بگیریم تو پستای بعدیت می ذارم.

یه چند وقتی می شه که نتونستم برات پست جدید بذارم،اونم به خاطر اینکه دقیقا یه 8 روزیه که شما نفس مامان به خاطر در آوردن دندونای جدید کلی اذیت شدی و تب کرده بودی،تبت انقدر بالا بود که استامینوفن هم جواب گو نبود،با دکترتم تماس گرفتم و تاکید کرد که اگه تا 5 شنبه صبح تبت قطع نشه ببریمت بیمارستان .هزار بار مردم و زنده شدم،بابا هم که بدتر از من آخر به شیاف متوسل شدیم تا تونستیم تبت رو کنترل کنیم و خدا رو هزاران هزار بار شکر که گذرت به بیمارستان نیفتاد.

16دی برای اولین بار بابا رفتین آرایشگاه،منم به خیال اینکه شما خوش برخوردین و زود با همه دوست می شین،باهاتون نیومدم.غافل از اینکه شما انقدر جیغ زده بودی و اشک ریخته بودی،که وقتی رسیدی خونه چشمای نازت پر اشک بود و صورتت سرخ شده بود.فسقلی مامان از شما بعید بود من که خیلی تعجب کردم.دفعه بعد حتما خودم باهاتون میام.اصلا دوست ندارم از آرایشگاه رفتن یه تصویر بد تو ذهنت جا بگیره.

واکسن 1 سالگیتم 23 دی با خاله زهرا رفتیم زدیم شمام یه 5 دقیقه ای گریه کردی و بعد آروم شدی.خاله از روز قبلش به خاطر واکسن شما اومد خونمون. واقعا دستش درد نکنه ،خیلی کمک کرد.

از مرواریدهای جدیدت بگم ،چهارمیش هنوزم که هنوز کامل در نیامده و یه طرفش متورم و عفونیه سه شنبه 24 دی ماه خود نمایی کرد(دندون بالا سمت راست)

پنجمین دندونتم پایین سمت چپ جمعه 4 بهمن جونه زد.

یادم رفت بگم،تو اوج تب و بی حالی با دیدن مامانی و بابایی ،خاله ها مخصوصا فاطمه (که بعضی وقتا نمی دونم چرا مامان صداش می کنی )کلی روحیه ات عوض شد و تا 5 شنبه شب خیلی بهتر شدی.اون شبمهمه می خواستن برن امامزاده عینعلی زینعلی،منم که دیدم گل زندگیم حالش خوبه ،باهاشون رفتیم.منم تا تونستم واسه خاله مهدیه دعا ،نذر و نیاز کردم که خدا رو شکر که دعا هام مستجاب شد (شنبه خبر بهبودی خاله رو شنیدیم و من از این بابت کلی خدا رو شاکرم )، شما اونجا خیلی خیلی آروم و خوب بودی ،حتی یکی دوبارم رفتی جلو و به ضریح دست کشیدی و بوس کردی ،قربون اون قلب مهربونت بشم من.

حدود یک ماه پیش ،یه برنامه تلویزیونی داشت پخش می شد ،مجری اون برنامه گفت :بچه ها دستاشون رو بگیرن بالا و دعا کنن.شمام از اون موقع یاد گرفتی تا بهت می گیم دعا کن ،دستای کوچولوت رو می بری بالا و می گی،دع(یعنی دعا)فدات بشم باهوش مامان.(الان عکسش رو ندارم بعدا برات می زارم)

سفری به دور دنیاست

وقتی دستانم تا انتها رویت را نوازش می کنند.

 


تاریخ : 06 بهمن 1392 - 08:30 | توسط : مامان کیان | بازدید : 3304 | موضوع : وبلاگ | 76 نظر



مشاوره، آموزش، طراحی و ساخت فروشگاه اینترنتی