کیان

کیان جان تا این لحظه 5 سال و 11 ماه و 22 روز سن دارد

 


آخرین پست در نی نی پیج

سلام دوستان عزیزم.

بنا به دلایلی وبلاگ کیان رو مجبور شدم عوض کنم دوستان عزیزی که هنوزم مایل به دوستی با ما هستن،برامون تو این پست نظر بذارن تا آدرس جدید رو براشون ارسال کنم.

با تشکر ویژه از همه دوستان


تاریخ : 14 اسفند 1392 - 07:18 | توسط : مامان کیان | بازدید : 1996 | موضوع : وبلاگ | 76 نظر

عکسای آتلیه کیان در 1 سالگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام به روی ماهت عزیزترینم

امروز صبح بالاخره عکسات حاضر شد و بابا رفت برات گرفت .اولش خواب بودی ،وقتی بیدار شدی و چشمت افتاد به عکسات مخصوصا شاسی بزرگت کلی ذوق کردی.

تم کابویت رو چون خیلی دوست داشتیم رو یه شاسی بزرگ زدیم ،از صبح ما رو بیچاره کردی تا می شینیم میای دستمون رو می گیری و می بری رو دیواری که نصب کردیم اول با انگشت اشاره بهمون نشونش میدی و بعد از کلی من،من ،من گفتن،هی زانوهاتو به حالت بشین پاشو خم و راست می کردی و پیتی پیتی می کردی یعنی که سوار اسب شدی این عکسو انداختی .و در آخرم یه خنده از ته دل می کردی و می رفتی و چند دقیقه بعد باز میومدی و دوباره تکرار ماجرا.....

الهی من دورت بگردم،که با این کارات دلمون رو می بری.انقدر این کارت رو دوست داشتم که اگه هزار بار دیگه هم تکرارش می کردی بازم از جام بلند می شدم و دنبالت میومدم فسقلی دوست داشتنی من.

همیشه در بهترین جای قلبم خواهی ماند

آنجا که فقط جاودانه ها می مانند...


تاریخ : 17 بهمن 1392 - 23:44 | توسط : مامان کیان | بازدید : 2390 | موضوع : وبلاگ | 136 نظر

کیان در تولد بابا مهدی

سلام ماه مهربونم

همون طور که تو پست قبلی گفتم تولد بابا رو خونه مامان مصی جشن گرفتیم،و شمام تا تونستی شیطونی کردی و بدو بدوپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/(تو پستای قبلی یادم رفت بنویسم از 17 دی به طور کامل راه میری حتی وقتی رو تخت ما هم میای می ایستی و اصلا چهار دست و پا نمی ری)

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اینجا داشتی با بابا کیومرث بازی می کردی ،چشمت که افتاد به بنیتا که تو بغل منه همین طور متعجب اول نگامو کردی.

بعد با سرعت برق و باد خودت رو رسوندی به من و هر جوری که بود خودت رو تو بغلم جا دادی و با رفتارت بهم می فهموندی که بنیتا رو بذارم زمین و شما رو بغل کنمبغل،الهی قربونت برم که حسودیت گل کرده بود.

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بعد از اونم یه چند تا تماس مهم داشتی و مشغول مکالمه بودی.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بعد از شام هم کیک رو آوردیم و شما از کنارش تکون نمی خوردی و طبق معمول تا ازت چشم بر می داشتیم انگشتت رو تو کیک می بردی و از این پیروزیت کلی لذت می بردی.همشم می گفتی دس ،دس یعنی برات دست بزنن.عاشق این کاراتم نفسم.

در مجموع شب خیلی خیلی خوبی بود .خدا رو شکر به شمام خیلی خیلی خوش گذشت .با وجود این همه تلاش واسه دست زدن به کیک هر کاری کردم حتی یه کوچولو هم ازش نخوردی ،همش سرت رو به نشونه نه نمی خورم به راست و چپ می چرخوندی،خیلی این حرکتت رو دوست دارم عزیز دلم.

امسال دومین سالی بود که در کنار شماتولد بابا رو جشن گرفتیم.و شما با وجود اینکه بعد از ظهرش نخوابیده بودی.خیلی پسر خوبی بودی.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

مهدی عزیزم هزاران هزار بار بهت تبریک می گیم و از صمیم قلبمون پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/بهترین ها رو برات آرزو می کنیم.

یه تبریک ویژه هم به خاطر قبولیت در مقطع ارشد می گم ،امیدوارم هر روز که می گذره بیشتر شاهد موفقیت و بهروزیت باشم.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com کیان عزیزم ،همه وجودمونی گل پسرم .با بودنت تو زندگیمون دیگه هیچی کم نداریم.تو این چند وقت خیلی پیشرفت کردی ،مثلا تا تلفن زنگ می زنه فوری بلند می شی ، دنبال تلفن بعد می ذاری رو گوشت پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/و با اون صدای خوشملت می گی:اَو(یعنی الو).وقتی هم آب می خوای می گی اُوب،اُوب.انقدر تکرارش می کنی تا بهت آب بدیم.بعد یه لبخند پیروز مندانه پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/می زنی که منظورت رو بهمون رسوندی و نوش جان می کنی.هر بچه ای که می بینی می گی نیی نیی(یعنی نی نی ).تازه عکسای خودتم وقتی می بینی می گی مهن(یعنی من).چکشم می بینی اشاره میکنی به دیوار ،فسقلی من هنوز یادت مونده واسه تزیین تولدت ازش استفاده کردیمبغل. هر چیزیم که فکر کنی به درد نمی خوره می بری می ندازی تو سطل زباله .عاشق برنامه عمو پورنگ هستی Yahو تا آخر نگاه می کنی بعضی از کارایی هم که انجام میدن شمام تکرار می کنی.و خیلی کارای دیگه که الان یادم نمی یاد.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

5 شنبه هفته پیشم خونه عمه من دعوت داشتیم،اونجام تا دلت بخواد نی نی بود.اولش یکم نق زدی و از بغلم پایین نمی رفتی.تا این که بادکنک ها که واسه تولد مهرسا جون به دیوار زده بودن رو دیدی.خدا رو شکر یخت باز شد و تا تونستی با بچه ها بازی کردی.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/تازه اونجام از تست کردن کیک مهرسا غافل نبودی.متاسفانه فقط از خودت عکس دارم.حالا اگه برام ایمیل کردم برات می ذارم.

وروجک مامان خوب بلدی چطوری دل همه رو ببری ،تو مهمونی همه ازت تعریف می کردن.من و بابا افتخار می کنیم Yah،که گل پسر خوب و دوست داشتنی مثل شما داریم.

لبخندت دنیایم را تغییر میدهد

کافیست بخندی تا ببینی

چگونه در سردترین فصل سال گل از گلم می شکفد


تاریخ : 15 بهمن 1392 - 06:18 | توسط : مامان کیان | بازدید : 2786 | موضوع : وبلاگ | 64 نظر

عاشقانه برای پدر و پسر

در آن روز که فرشتگان

از عشق سرشار بودند و پایکوبی می کردند

دانستم تو ای نازنین پای بر زمین خاکی عالم

نهاده ای پس برای خوش آمدی گویی

هدیه ای تقدیمت می کنم و آن قلب کوچک و بی ریای من استhttp://www.sheklakveblag.blogfa.com پريسا دنياي شكلك ها

بهترین همسر روی زمین و مهربان ترین پدر دنیا توووووووووووولدت مبارک...

از صمیم قلبمون و عاشقانه دوستت داریم.

سلام عمر دوباره ام

امروز 6 بهمن تولد 36 سالگی بابا خوب ومهربونته.قرار شام بریم خونه مامان مصی و همگی در کنار هم جشن بگیریم. مامانی ،خاله مهدیه و عمو محسنم دعوت دارن.ایشالا اگه گذاشتی ازت عکس بگیریم تو پستای بعدیت می ذارم.

یه چند وقتی می شه که نتونستم برات پست جدید بذارم،اونم به خاطر اینکه دقیقا یه 8 روزیه که شما نفس مامان به خاطر در آوردن دندونای جدید کلی اذیت شدی و تب کرده بودی،تبت انقدر بالا بود که استامینوفن هم جواب گو نبود،با دکترتم تماس گرفتم و تاکید کرد که اگه تا 5 شنبه صبح تبت قطع نشه ببریمت بیمارستان .هزار بار مردم و زنده شدم،بابا هم که بدتر از من آخر به شیاف متوسل شدیم تا تونستیم تبت رو کنترل کنیم و خدا رو هزاران هزار بار شکر که گذرت به بیمارستان نیفتاد.

16دی برای اولین بار بابا رفتین آرایشگاه،منم به خیال اینکه شما خوش برخوردین و زود با همه دوست می شین،باهاتون نیومدم.غافل از اینکه شما انقدر جیغ زده بودی و اشک ریخته بودی،که وقتی رسیدی خونه چشمای نازت پر اشک بود و صورتت سرخ شده بود.فسقلی مامان از شما بعید بود من که خیلی تعجب کردم.دفعه بعد حتما خودم باهاتون میام.اصلا دوست ندارم از آرایشگاه رفتن یه تصویر بد تو ذهنت جا بگیره.

واکسن 1 سالگیتم 23 دی با خاله زهرا رفتیم زدیم شمام یه 5 دقیقه ای گریه کردی و بعد آروم شدی.خاله از روز قبلش به خاطر واکسن شما اومد خونمون. واقعا دستش درد نکنه ،خیلی کمک کرد.

از مرواریدهای جدیدت بگم ،چهارمیش هنوزم که هنوز کامل در نیامده و یه طرفش متورم و عفونیه سه شنبه 24 دی ماه خود نمایی کرد(دندون بالا سمت راست)

پنجمین دندونتم پایین سمت چپ جمعه 4 بهمن جونه زد.

یادم رفت بگم،تو اوج تب و بی حالی با دیدن مامانی و بابایی ،خاله ها مخصوصا فاطمه (که بعضی وقتا نمی دونم چرا مامان صداش می کنی )کلی روحیه ات عوض شد و تا 5 شنبه شب خیلی بهتر شدی.اون شبمهمه می خواستن برن امامزاده عینعلی زینعلی،منم که دیدم گل زندگیم حالش خوبه ،باهاشون رفتیم.منم تا تونستم واسه خاله مهدیه دعا ،نذر و نیاز کردم که خدا رو شکر که دعا هام مستجاب شد (شنبه خبر بهبودی خاله رو شنیدیم و من از این بابت کلی خدا رو شاکرم )، شما اونجا خیلی خیلی آروم و خوب بودی ،حتی یکی دوبارم رفتی جلو و به ضریح دست کشیدی و بوس کردی ،قربون اون قلب مهربونت بشم من.

حدود یک ماه پیش ،یه برنامه تلویزیونی داشت پخش می شد ،مجری اون برنامه گفت :بچه ها دستاشون رو بگیرن بالا و دعا کنن.شمام از اون موقع یاد گرفتی تا بهت می گیم دعا کن ،دستای کوچولوت رو می بری بالا و می گی،دع(یعنی دعا)فدات بشم باهوش مامان.(الان عکسش رو ندارم بعدا برات می زارم)

سفری به دور دنیاست

وقتی دستانم تا انتها رویت را نوازش می کنند.

 


تاریخ : 06 بهمن 1392 - 08:30 | توسط : مامان کیان | بازدید : 1823 | موضوع : وبلاگ | 76 نظر

تولد رنگین کمونی کیان عزیزم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد،شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت

امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق

خود را در پستوی زمان تنها حس نمی‌کنم...

سلام مرد کوچولوی مامان

چقدر زمان زود گذشت انگار همین دیروز بود که شما چشمای نازت رو به این جهان گشودی،و شدی همه زندگی من و بابا.حالا 1 ساله شدی و ما در تو حل شدیم ، همه چیمون شده شما ،شما ،شما فقط شما....

به مناسبت تولدت تصمیم داشتیم جشن بگیریم.ولی خوب به خاطر خاله مهدیه به یه مهمونی ساده بسنده کردیم.ایشالا سال بعد برات یه تولد مفصل می گیریم نفسم.

خاله هات واسه تم تولدت خیلی زحمت کشیدن.همین جا ازشون تشکر می کنم(جات خیلی خالی بود مهدیه جونم ) مونای عزیزم از شمام به خاطر طرحای زیبا ،و طراحی کارت دعوت بی نهایت سپاس گزارم.

حالا بریم سراغ عکسای تولد گل پسرم:

کارت دعوت تولدت

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

خوش آمد گویی

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

تزئینات

فقط از این یه تیکه عکس داشتم

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

کیان در تولد 1 سالگی به روایت تصویر

 

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

کیان و بنیتا(تنها نی نی تولد کیان)

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

کلاهی که واسه یه دقیقه هم رو سرت نذاشتی (روی کلاه خیلی قشنگ بود)

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

و در آخر میز شام

 

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

اینم از تولد دردونه مامان

کم و کاستیا رو ببخش عزیز دلم،خیلی چیزا آماده کرده بودم که بیشترشون رو یادم رفت،انجام بدم.حتی یادمون رفت از تولدت فیلم بگیریم ،فقط از باز کردن کادوها فیلم گرفتیم.که دست همه مهمونا بابت کادوهاشون درد نکنه .مخصوصا خاله زهرا (دوست خوبم)با این که تولدت نیومده بود ولی کادوت رو برات فرستاده بود.زهرا جون و سارای خوشگلم یه دنیا ممنون.http://www.sheklakveblag.blogfa.com پريسا دنياي شكلك ها

دوستای خوبمون امیدواریم که تولد کیان جون بهتون خوش گذشته باشه.


تاریخ : 24 دی 1392 - 07:34 | توسط : مامان کیان | بازدید : 6186 | موضوع : وبلاگ | 117 نظر

کلی خبرای جدید

تقدیم به تو که وقتی زبان می گشایی

رگ های فروبسته ی هزار پرسش بی امانم را پاسخ می گویی

و هجوم بی امان نفس هایت دفتر پر برگ ندانسته های اندیشه ام را صفحه به صفحه بر باد می دهد .http://www.sheklakveblag.blogfa.com پريسا دنياي شكلك ها

سلام مرد کوچولو مامان

از کجا شروع کنم آهان اول می خوام مهمتریناش رو بگم:

یه چند شب تا صبح گریه می کردی crybaby emoticonو بیشتر شب بیدار باش بودی ،تا اینکه بخوابی روزاشم فقط تو بغل من بودی و نق میزدی.سرفه خشک و تبم یه کم داشتی منم به ناچار سرما خوردگی و استامینوفن بهت میدادم.همش نگران بودم که نکنه خدایی نکرده دوباره داری مریض میشی.تا امروز عصر که رو تخت دراز کشیده بودی و مشغول شیطونی بودی چشمم خورد به یه مروارید کوچولو از بالا سمت چپت (سومین دندونته92/10/06)

نمی دونی چقده ذوق کردم و ماچ ماچیت کردم.شمام تا می بینی خوشحالم خوشت میاد و منو همراهی می کنی.

از چهارشنبه هم به جای یکی دو قدمی که قبلا می رفتی 6،7 تا قدم بر میداری.منم که فقط منتظرم شما یه پیشرفت جدید بکنی کلی جو میشم و شادی وهورا برات می کشم تو همین حین شما هول می شی و تلپی می یفتی زمین.بابا مهدی بهم می گه یه ذره خودتو کنترل کن ،بچه رو هل می کنی نمی تونه بقیه قدماش رو برداره.شرمنده فسقلی مامان دست خودم نیست .نمی تونم خوشحالیمو مخفی کنم اونم اگه بخاطر شما باشهپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/.تازه از خوشحالی راه رفتنت کلی اشک شوق ریختم.

happy crying emoticon

یه چند وقته به تسبیح گیر دادی و دونه هاشو با انگشتای خوشملت می گردونی،هر وقت این کار رو می کردی من برات صلوات میفرستادم تا بدونی این تسبیح واسه چه کاریه.در کمال ناباوری امشب وقتی نشسته بودم دیدم تسبیح و برداشتی رو به من گفتی مَمَد(منظورت محمد بود)اصلا نمی دونستم چه بهت بگم فقط واسه این که مطمئن بشم دوباره برات صلوات فرستادم ،دیدم شمام دوباره تکرار کردی(اولش یه دونه تسبیح مینداختی وبعد می گفتی)فکرشم نمی کردم که یکی یه دونه من انقده درکش بالا باشه.وااااااااااااای خدای عزیز ومهربونم شکرت هزاران ،هزار بار شکرت.

کلا امروز،روز پر خبری بود.به خاطر تولد 1 سالگیت (هفته آینده جمعه است)سه تایی رفتیم آتلیه و یه 2 ساعتی اونجا بودیم وبا تم های مختلف ازت عکس انداختن .خیلی خیلی پسر خوبی بودی و با وجود اینکه دیشب خوب نخوابیده بودی ولی همکاریت واسه عکس انداختن فوق العاده بود.حسابی خودتو تو دل پرسنل اونجا جا کردی،اونام ازت کلی تعریف کردن.واقعا ازت ممنونم پسر ماهم.راستی اول می خواستیم تولدت رو همون13 بگیریم،ولی چون خاله ها امتحان دارن و نمی تونن بیان،با بابا صمیم گرفتیم 4 شنبه 18 جشنت رو برگزار کنیم.

الان 2 شبه که دارم برات می نویسم،نمی دونم چرا همش داری تو خواب ناله می کنی خدا کنه به خاطر عکسای لختی که ازت انداختن مریض نشده باشی.به خدا طاقت مریضی و ناراحتیت رو ندارم.

عاشق گذاشتن کلاه بابا رو سرت هستی

همه عکسای این پست که برات گذاشتم مربوط میشه به دوشنبه که بابا مشغول بازی و نقاشی کشیدن بودین.

عروسکای بیچاره ام از نقاشی شدن شما در امان نبودن

حالا بریم سراغ دوست جوووووووووووووون مهربونت که فقط 5 روز از شما کوچیکتره ،ولی دلی به وسعت دریا داره.

امیر مهدی عزیزمون پیشاپیش توووووووووووووووووووووولدت رو بهت تبریک می گیم و بهترین ها رو برات آرزو می کنیم.بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

آرتین جووووونم،علی مهربانم و کورش عزیزم تووووووووووووووووووووولد شمام مبارک .ایشالا 120

ساله بشین.بووووووووووووووووووووووس

 


تاریخ : 07 دی 1392 - 06:21 | توسط : مامان کیان | بازدید : 1601 | موضوع : وبلاگ | 137 نظر

آنچه گذشت...

سلام گل همیشه بهارمhttp://www.sheklakveblag.blogfa.com پريسا دنياي شكلك ها

هر روز گرمای زندگیمان را بیشتر از روز پیش می کنی.

هر روز در کنارت بچه می شوم و بچگی می کنم.

هر روز پایه های عشق و محبت را در دلم مستحکم تر می کنی.

و من ،هر روزی که می گذره ببیشتر به خودم می بالم از این که پسر مهربون و باهوشی مثل شما دارم .

عاشقانه و با تمام وجودم دوستت دارم سمبل زندگی ام

می خوام از کارای جدیدت بنویسم عزیزم.البته بعضیاشم خیلی جدید نیستن ولی خوب من فراموش کردم برات بنویسم.

تا شعر اتل متل رو برات می خونیم شما سریع میشینی و با دستای کوچولوت رو پاهات می زنی و یه چیزایی زیر لب می گی.

یه چندتایی از اعضای بدنت رو می شناسی،مثلا:وقتی می گم دستات کو؟دستات رو یا تو هوا می چرخونی یا دست می زنی.ازت می پرسم چشمات کو؟؟چشمای خوشملت رو بهم می زنی ،منم که انقده ذوق می کنم و قربون صدقت می رم ، تو هم از شادی من از ته دل می خندیپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/.وقتی می پرسم پاهات کو؟؟می گیریشون بالا نفسم.وقتی می گم زبون کیان کو؟؟فوری زبون کوچولوت رو تا نصفه در میاری(با عرض معذرت از دوستان)

خیلی دوست داری راه بری چون همش می ایستی و یکی دو قدم نرفته می خوری زمین.الهی بمیرم انقدر می خوری زمین پاهات کبود شده.heart broken emoticon

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

هفته پیش شما یه حساسیت پوستی گرفته بودی و یه چند جا از بدنت جوشای ریز بهم پیوسته زده بود.بردمت دکتر پوست گفت:به پوشک حساسیت پیدا کردی بعدم یه پماد ساختگی تجویز کرد و گفت:شما رو نباید پوشک کنم و خلاصه کلی دردسر دیگه که ترجیح میدم ننویسم......

خدا روشکر که الان جاشون محو شده و شما بهتر شدی عزیزم ولی نمی دونی من وبابا چقدر غصه خوردیم

خیلی چیزا رو با اشاره بهمون می فهمونی.

وقتی میبرم بشورمت ،خودت می گی جیش و جیش می کنی (خوانندگان عزیز باید ببخشین که رک نوشتم).

عاشق بوسیدناتم،تا بهت می گم کیان مامان و بوس کن فوری میای و لبات رو می چسبونی به لپم و بوس آبدارم می کنی .بیشتر هم من و بابا رو می بوسی خیلی کم پیش میاد بقیه رو ببوسی.

هر وقتم که بهت می گم کیان ماهی شو ،لبای کوچولوت رو میدی تو لپت و ماهی کوچولو مامان میشی.

تازگیا اگه هر جایی از اعضای بدنت به چیزی بخوره و دردت بیاد،اول یه کوچولو گریه می کنی بعد میای دست منو می گیری و به محل حادثه اشاره می کنی و بهم می گی: دَق دَق(یعنی دعواش کن )وقتی این کار رو انجام میدم کلی خوشحال می شی و ذوق می کنی پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/.آخه وروجک من شما خودت مقصری چرا اینا باید دَق بشن؟؟؟

یه یک ماهی هست که وقتی می خوای خاله زهرا رو صدا کنی بهش می گی: دَدا.خیلیم از این طوری صدا کردنش لذت می بری عمرم.

وقتیم تشنه باشی یا به شیشه ات اشاره می کنی یا می گی :آب

عکسایی که تو این پست گذاشتم رو با کلی ترفند ازت گرفتیم.آخه تا دوربین یا مبایل می بینی فوری میای سمتشون و نمی ذاری ازت عکس بندازیم.

عاشق خندیدنای از ته دلتم

اینجام حواست پیش عروسکا بود بابا یواشکی ازت عکس گرفت.

پسر نازم از کودکیت لذت ببر و قدر لحظه،لحظه هایش را بدان


تاریخ : 26 آذر 1392 - 07:01 | توسط : مامان کیان | بازدید : 1503 | موضوع : وبلاگ | 63 نظر

کنجکاو در همه زمینه ها

به چشمانه مهربانه تو می نویسم خاطرات زیبای کودکیت را

تا بدانی که محبت و مهربانی را در چشمان با محبتت آموختم و با تو آغاز کردم.

به پاکی چشمانت قسم که تا ابد دوستت دارم .

سلام آروم جونم

از هفته پیش سه شنبه شروع کنم چون بابا طبق معمول رفته بود ماموریت ،من وشما و خاله مهدیه رفتیم تفرش(البته بابا به خاطر تنهایی ما خیلی اصرار داشت بریم)من خیلی نگران بودم که مبادا تو اتوبوس اذیت بشی(برای اولین بار سوار می شدی)و صدای مسافرای دیگه در بیاد.ولی بر عکس تصورم شما خیلی خیلی پسر خوبی بودین ،تمام مسیر رو خوابیدی و فقط یه چند بار بیدار شدی شیر خوردی و دوباره لا لا کردی واقعا که مرسی شیطون بلا.

اونجا که بودیم شما تا تونستی با خاله زهرا و علی الخصوص خاله فاطمه بازی کردین و نذاشتی خاله به درساش برسه.بین همه ،خاله فاطمه رو یه جور دیگه دوست داری. به خاطر اینکه هر کاری که شما می خواین رو براتون انجام می ده تا خنده به روی لبات بیاره.

خلاصه که خیلی خوش گذشت ،در کنار خانواده ام انقدر واسم لذت بخشه که خیلی زود می گذره.بابا 5 شنبه اومد و با هم جمعه عصر برگشتیم تهران .

حالا ماجرای این جعبه ابزار و برات بگم که بهش گیر داده بودی.

شب که رسیدیم قرار بود تی وی تقسیم بندی فوتبال واسه جام جهانی رو نشون بده.ولی نمی دونم چرا همش تصویر قطع و وصل میشد.بابا هم که حسابی کلافه شده بود رفت جعبه ابزارش رو آورد و مشغول بررسی شد،البته شمام همش می خواستی کمک کنی و می رفتی رو پای بابا می شستی.در آخر بابا زمانی متوجه شد مشکل از کجاست که دیگه تقسیم بندی تیم ها تموم شده بود.

تو این عکسایی که برات گذاشتم بابا می خواست جعبه ابزارش رو بذاره سر جاش که شما نمی ذاشتین.این عکسم واسه زمانیه که دستت موند لای دستگیره جعبه که هم داری گریه می کنی هم می خندی .

الهی فدات بشم عزیزم ،خیلی تلاش کردی تا با این نگاهای مهربونت دل منو آب کنی تا من در جعبه رو برات باز کنم ولی موفق نشدی(آخه کلی ابزار خطرناک توش بود منم ترسیدم آسیب ببینی).

آروم جونم نمی دونی وقتی اینجوری بهم نگاه می کنی تو دلم چه طوفانی به پا می کنی .


تاریخ : 17 آذر 1392 - 03:44 | توسط : مامان کیان | بازدید : 1486 | موضوع : وبلاگ | 92 نظر

علایق نفس مامان سری2

سلام نبض زندگیم

این روزا شیطونیات به حد آخر رسیده مخصوصا وقتی بابا میاد از ذوقت نمی دونی چیکار بکنی.بیچاره بابا با اون خستگیش هر کاری می کنه تا شما رو خوشحال بکنه.بله خودت خوب می دونی چی می گم .مامان جون آخه چرا تا بابا میاد با انگشتت به دی وی دی اشاره می کنی بعد دستات رو تو هوا می چرخونی.(یعنی آهنگ بذار من برقصم).پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/الهی دورت بگردم صدای موزیک که پخش میشه اونم از نوع بلندش شما دیگه سر از پا نمشناسی اول با خوشحالی ذوق میکنی وکلی سر سری بعدم دستای کوچولوت رو تو هوا می چرخونی.خلاصه که خیلی از این کارت لذت می بری.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بالاخره سینه زدن رو یاد گرفتی اونم از نوع دو دستی.اون لحظه که سینه می زنی دوست دارم بخورمت عزیزم.

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

علاقه زیادی به سی دی مرزبان نامه خاله ستاره (کلیپ بره آوازه خوان )داری انقدر خوشحال میشی که متوجه نمی شی کی غذات تموم میشه.تازه وقتی بهت می گم کیان ببعی چی می گه؟؟با اون صدای خفت بهم می گی :بَ بَ .قربونت برم پسر باهوشم.

اینجام کنترل بدست محو تماشای بره آوازه خوانی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

عاشق خوردن انگشتای پات شدی البته وقتی حواسم بهت نیست شروع به خوردن می کنی .تا بهت می گم کیان این چه کاری پاتو می ندازی و مظلومانه نگام می کنی تا مبادا بهت چیزی بگم.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com ترجیح میدی با وسایل آشپزخونه مخصوصا کفگیر بازی کنی تا اسباب بازیهات.جدیدنم که هر چیزی که گم می شه باید از زیر مبل یا پشت مبل پیداش بکنیم.خلاصه خیلی وروجک شدی به قول دکترت شیطنت از چشمات میباره.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

به خاطر اینکه شما صدمه نبینید دادیم یه میز تلویزیون ساختن که به دیوار نصب بشه ولی انگار اینجوری شما خدایی نکرده امکان آسیب دیدنتون بیشتر شده...

خدایی نکرده یه وقت از ارتفاع نترسی عزیزمsad no emoticon

 

اینجا من از ترس اینکه مبادا خدایی نکرده بیفتی داشتم میمردم ولی شما می خندیدی پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/که مثلا من رو آروم کنی

راستی لی لی حوضک و جوجو پر(کلاغ پر)رو هم یاد گرفتی.،با دستتم به دهنت می زنی و آآآ می گی ،وقتیم برس دستم می گیرم فوری ازم می گیری و مثلا موهامو شونه می کنی.وخیلی خیلی کارای دیگه که الان یادم نمیاد .ایشالا تو پستای بعدیت برات می نویسم.می بوسمت پسر عزیزتر از جانم.

 

چه خوش اتفاقیست با تو بودن

دوستت دارم تا بی نهایت


تاریخ : 11 آذر 1392 - 05:45 | توسط : مامان کیان | بازدید : 1901 | موضوع : وبلاگ | 43 نظر